در حال بارگذاری ...
حجتالاسلاموالمسلمین دکتر حسن روحانی، روز دوشنبه ۹ شهریور، در دیدار جمعی از استانداران، معاونان استاندار و فرمانداران دولتهای یازدهم و دوازدهم گفت: هر روز یک دوقطبی درست میکنیم در جامعه. من نمیدانم اینها را از کجا آوردهایم؟ دوقطبیهایی که بیاساس و نادرست است. یکی فکر میکند اگر از دیپلماسی حمایت کند، معنیاش این است که نمیخواهد از نیروهای مسلح حمایت کند. مگر اینها با هم منافات دارند؟ مگر در دو قطب هستند؟ نیروی مسلح برای کشور کار میکند، دیپلماسی هم برای کشور کار میکند، موشک هم برای کشور کار میکند. پهپاد هم از کشور دفاع میکند، مذاکره هم از کشور دفاع میکند. اگر هم به یک توافق عزتمندانه و شرافتمندانه برسیم برای کشور است، به نفع کشور و به خاطر کشور است. اصلاً اینها اگر با هم نباشند، مسأله حل نمیشود. شما فکر میکنید مذاکره بدون حمایت مردم، بدون مشارکت مردم، بدون اعتماد مردم، بدون حرکت در بخشهای دیگر، پیش میرود؟ در سال ۹۳ کشورهایی بودند که ایستادند تا مذاکره ایران با ۱+۵ دچار شکست شود، چرا نتوانستند شکست بدهند؟ البته تأخیر انداختند، چند ماهی عقب انداختند، چرا نتوانستند ما را شکست بدهند؟ به دلیل اینکه ما قبل از اینکه به فکر مذاکره با ۱+۵ باشیم، اول به فکر این بودیم که اقتصاد و معیشت مردم را درست کنیم. در همان سال ۹۳ که آنها تلاش کردند و قیمت نفت را از ۱۱۲ دلار پایین آوردند و به ۳۰ دلار رساندند تا ما تسلیم شویم، در همان سال ۹۳، تورم چقدر شد؟ تورم شد ۱۵ درصد. رشد اقتصادی که سال ۹۱، سالِ قبل از دولت تدبیر و امید منهای ۵.۸ درصد بود در سال ۹۳ شد ۳ درصد. اصلاً از سال ۹۳ تا ۹۶ به طور متوسط رشد اقتصادی حدود ۵ درصد بود؛ تورم ما به طور متوسط ۱۱ درصد بود که در دو سال و چند ماه هم تکرقمی بود. حتی از سال ۹۳ تا ۹۶ تقریباً اشتغال خالص ما در سال نزدیک ۷۰۰ هزار بود. در سال ۹۳ تا ۹۶ که میگویم، چون از ۹۷ دچار جنگ اقتصادی ترامپ شدیم و موضوع شرایط دیگری پیدا کرد. از سال ۹۳ تا ۹۶ صادرات غیرنفتی معادل واردات ما شد و گاهی هم صادرات غیرنفتی بالاتر شد و بودجه هم، غیرنفتی شد. در سالهایی در گندم هم به خودکفایی رسیدیم. در سایه برجام ما در بنزین و گازوئیل هم به خودکفایی رسیدیم و حتی صادر کردیم.
حجتالاسلاموالمسلمین دکتر حسن روحانی، روز دوشنبه ۹ شهریور، در دیدار جمعی از استانداران، معاونان استاندار و فرمانداران دولتهای یازدهم و دوازدهم گفت: ما میخواهیم به ربیع برسیم یا میخواهیم در زمستان بمانیم؟ اگر میخواهیم به ربیع برسیم، باید سیرهٔ پیامبر عظیمالشأن اسلام را به کار بگیریم که «لَقَدْ کانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ» اسوه و الگو باید اخلاق پیامبر، راه پیامبر، دستورات پیامبر و شیوه حکمرانی پیامبر باشد. آن پیغمبری که اساس حکومتش را بر پیمان نهاد. پیغمبر در مکه و منا دو پیمان بست، پیمان عقبه اول و دوم، و با آن دو پیمان هجرت کرد و بعد از آن هجرت، توانست حکومت را در مدینه تشکیل بدهد. ظاهراً بعضیها از پیمان بدشان میآید؛ از مذاکره بدشان میآید. از اینکه توافق شود با یک گروه خوششان نمیآید. میگویند هرچه گفتیم طرف مقابل باید تسلیم محض ما باشد. البته اگر شدنی باشد خوب است. اگر شرایطی باشد که هرچه ما میگوییم طرف مقابل ما پذیرای آن باشد و سر فرود بیاورد خوب است، اهلاً و سهلاً. اما اگر نشد چی؟ اگر طرف جبّار بود چطور؟ اگر طرف قلدر بود چطور؟ میگوییم ما باید ادامه بدهیم؟ تا کی باید ادامه بدهیم؟ تا چه زمانی باید ادامه بدهیم؟ این خیلی مهم است که اول چارچوب اهداف ملی برای خودمان روشن باشد و بعد هم عرضه کنیم به مردم. بگوییم مردم! قرار ما این است که با قدرتهای بزرگ جهانی ۲۰ سال دیگر بجنگیم، اگر مردم گفتند ما قبول داریم خیلی هم خوب است برویم ادامه بدهیم، اما اگر مردم نپذیرفتند و راه دیگری را نشان ما دادند آیا ما نمیخواهیم بپذیریم؟ آن که پیغمبر بود مشورت میکرد، او که وصل بود به مبدأ وحی با مردم مشورت میکرد، او که دارای آن همه دانش و بینش و تدبیر و عقل بود مشورت میکرد، ما حاضر به مشورت با مردم و ولینعمتان خودمان نیستیم؟ هر کس در این کشور هر سِمَتی دارد، به امانت از طرف مردم دریافت کرده، هیچ کس حاکم نیست، نه از جانب خودش نه از جانب خداوند. هر کس، هر پستی دارد در هر ردهای که هست، از جانبِ مردم است. مردم رأی دادهاند، یا مستقیم رأی دادند، یا غیرمستقیم رأی دادند. با رأی مردم قدرت و حکومت در اختیار افراد مختلف در ردههای مختلف قرار میگیرد. پس این سِمَتها را مردم در اختیار ما گذاشتهاند. قدرت را مردم در اختیار ما گذاشتهاند، مردم صاحبان این کشور هستند و ما باید با آنها حرف بزنیم و باید از آنها بپرسیم.
حجتالاسلاموالمسلمین دکتر حسن روحانی، روز دوشنبه ۹ شهریور، در دیدار جمعی از استانداران، معاونان استاندار و فرمانداران دولتهای یازدهم و دوازدهم گفت: تنگه هرمز باید تنگه جنگ نباشد، ما که نمیخواهیم تنگه جنگ درست کنیم و همهاش بجنگیم، تنگه هرمز البته باید تنگه امنیت ما باشد. تنگه هرمز باید تنگه پررونق باشد، اگر رونق نداشته باشد و کشتی تردد نکند میخواهیم چه کار کنیم؟ تنگه بیکشتی به چه درد میخورد؟ میخواهیم تنگهای باشد که رونق داشته باشد، تردّد باشد، ما هم میخواهیم از تجارت بینالملل حمایت کنیم. ما که نمیخواهیم تجارت جهانی را بیرونق کنیم؛ اما در عین حال در این تنگه باید امنیت ما هم مدنظر قرار بگیرد. حالا من بالاترش میگویم امنیت ما و امنیت عمان. ما دو کشوریم در دو طرف تنگه. ما سمت شمالیم، آنها سمت جنوب. اگر یک کشتی بخواهد عبور کند که امنیت عمان را تهدید کند یا امنیت ایران را تهدید کند، این قابل قبول نیست. ما عبور بیضرر را میپذیریم که مقررات بینالمللی هم همین را میگوید. امنیت ما باید تأمین شود. اما در عین حال ما باید کاری کنیم نسبت به تمام نقاط استراتژیک کشور و از آنها بهرهبرداری درست کنیم.
دشمن ممکن است سر فرود نیاورد. ممکن است دشمن نیاید پای میز مذاکره، در آن شرایط ما باید ایستادگی کنیم.
حجتالاسلاموالمسلمین دکتر حسن روحانی، روز دوشنبه ۹ شهریور، در دیدار جمعی از استانداران، معاونان استاندار و فرمانداران دولتهای یازدهم و دوازدهم گفت: صدای ملّی و سیمای ملّی اگر با زبان نرم و لین و در چارچوب درست برای بیدارگری جامعه حرکت نکرد و مرکزی برای اختلاف شد، جایگاهی برای آن شد که گروه کوچکی از آن نفع ببرند و اکثریتی از آن ضرر ببینند، «لَانْفَضّوا مِنْ حَوْلِکَ»، کنار آن صداوسیما کسی قرار نمیگیرد و کسی نمیخواهد این سیما را ببیند و این صدا را بشنود. حالا از رئیسجمهورش گرفته که نمیخواهد تا افراد عادی جامعه، «لَانْفَضّوا مِنْ حَوْلِکَ». اگر در یک جامعهای کسی که تریبونی دارد با زبان درشت با مردم سخن گفت، حتی نسبت به آنهایی که فکر میکند در مسیر صحیح نیستند، اگر با زبان نرم آنها را نصیحت نکرد و سخن نگفت «لَانْفَضّوا مِنْ حَوْلِکَ»، مردم از آن تریبونها فاصله میگیرند و آن گویندگان تنها میمانند. تمام بخشهای حکومتی، باید با زبان نرم و اخلاق حسنه، با مردم سخن بگویند. این مردم بزرگ که این همه کار بزرگ و عظیم انجام دادند، ما نباید به مردم احترام کنیم؟ یعنی باز هم یک اقلیت ناچیز محترمند؟ یک اکثریت بزرگ آنها باز هم کنارند؟ یعنی صداوسیما نباید ملی شود؟ باز هم بعد از ۱۲ روز، نباید ملی شود؟ بعد از ۴۰ روز هم، نباید ملی شود؟ همچنان گروهکی باقی بماند؟ چه کسانی آنجا الان حرف میزنند؟ آقای رئیسجمهور میگوید من نگاه نمیکنم، اصلاً چه کسی میتواند نگاه کند؟ چه کسی حوصله دارد نگاه کند؟ چه کسی اعصاب دارد که اینها را گوش کند؟ ما نمیخواهیم به مردم احترام کنیم؟! حالا ما میگوییم بنزین کم است، خیلی خب، ما میگوییم تورم را نمیشود فوری پایین آورد، قبول؛ رسانه را که میشود در اختیار همه گذاشت. این که یک لحظه است، این که یک ساعت است، میشود این رسانه را در اختیار کل ملت ایران گذاشت، ملت ایران بیاید و حرف بزند، همه بیایند و حرف بزنند، نه یک گروه محدودِ معدود چند ده نفری و چند صد نفری که فقط آنها باشند و بقیه هم حوصله نکنند حتی نگاه کنند. حوصله نکنند گوش کنند. این که آسان است. نهادهایی باید فوق جناح باشند، واقعاً فوق جناح نگه داریم که جناحی بودن، اصلاً معنی ندارد. دستگاه اطلاعات باید فوق جناح باشد. دستگاه امنیت باید فوق جناح باشد. دستگاهی که میخواهد در یک جامعهای سخن مردم را پخش کند مثل صداوسیما و رسانههای عمومی، باید فوق جناح باشند. دستگاه قضا باید فوق جناح باشد. حالا یک دستگاهی هست ممکن است جناحیاش هم قابل قبول باشد، ممکن است یک جناح در مجلس پیروز شود و اکثریت را در مجلس داشته باشد، یک جناح پیروز بشود و دولت را در اختیار بگیرد. البته آن هم معنیاش این نیست که در عمل فقط به نفع جناح خودش عمل کند. آن هم باید منافع ملی برایش اصل باشد، نه منافع جناحی. نمیتوانیم این کار را بکنیم؟! اینها که دیگر اقتصاد نیست که بگوییم این تورم میشود، این رشد اقتصادی کم میشود. اینها که شدنی است. ما بیاییم در برابر مردم تواضع کنیم، نظر آنها را بپذیریم، در برابر آنها سر فرود بیاوریم.
حجتالاسلاموالمسلمین دکتر حسن روحانی، روز دوشنبه ۹ شهریور، در دیدار جمعی از استانداران، معاونان استاندار و فرمانداران دولتهای یازدهم و دوازدهم، با تأکید بر اینکه تنگه هرمز باید تنگه امنیت ما باشد، اظهار داشت: تنگه هرمز باید تنگه پررونق باشد. تنگه بیکشتی به چه درد میخورد؟ ما که نمیخواهیم تجارت جهانی را بیرونق کنیم؛ اما در عین حال در این تنگه باید امنیت ما و عمان هم مدنظر قرار بگیرد. اگر یک کشتی بخواهد عبور کند که امنیت عمان یا ایران را تهدید بکند، این قابل قبول نیست. ما عبور بیضرر را میپذیریم که مقررات بینالمللی هم همین را میگوید.
جمعی از استانداران، معاونان استاندار و فرمانداران دولتهای یازدهم و دوازدهم روز دوشنبه ۹ شهریور با حجتالاسلاموالمسلمین دکتر حسن روحانی دیدار کردند.
حجتالاسلاموالمسلمین دکتر حسن روحانی، روز یکشنبه (۲۰ مهر) در جلسه دورهای خود با استانداران دولتهای یازدهم و دوازدهم گفت: در جنگ ۸ ساله تقریباً از اواسط سال ۶۱ سیستمهای پدافندی موشکی ما نمیتوانست به خوبی فعالیت کند. دلیلش این بود که هم شوروی سابق و هم فرانسه موشکهای ضد تشعشع رادار را به عراق داده بودند. به محض اینکه رادار روشن و تشعشع راداری آغاز میشد آن موشک به سمت رادار شلیک و رادار سیستم پدافندی منفجر میشد. آن موشکها از فاصله ۶۰ کیلومتری شلیک میشد، این سیستم پدافندی ما اگر هم میخواست فعال شود به هدف ۶۰ کیلومتری نمیرسید، بنابراین به محضی که رادار روشن میشد قبل از اینکه آن هواپیما در بُرد این سیستم موشکی ما قرار بگیرد، رادارها منفجر میشدند. هرچه ما سیستم موشکی میبردیم به جبهه نمیتوانستند کاری کنند. لذا در سال ۶۲ و ۶۳ نتوانستیم کاری کنیم البته خیلی دوستان تلاش کردند، ولی نشد. اما در سال ۶۴ که من فرمانده پدافند هوایی شدم همه دوستان را جمع کردم. اولین مسأله من این بود که با موشک ضد تشعشع راداری چه کار کنیم، اینکه میگویم ابتکار مهم است، نمونهاش همین است. الان من نمیخواهم آن ابتکار را بیان کنم که چه بوده، از نظر من هنوز هم آن طرح دارای طبقهبندی است. عدهای از نظامیان و اپراتورهای این سیستم، چند نفر درجهدار و افسر جزء طرحی داشتند آوردند و ما بحث کردیم در ستاد پدافند هوایی، شهید ستاری و شهید بابایی خیلی نقش داشتند و کمک میکردند، هر دو معاونین من در این ستاد بودند که کارشان بسیار ارزشمند بود، واقعاً فکر و طراحی آنها خیلی مفید بود. ما در ستاد درباره این ابتکار بحث کردیم و به این نتیجه رسیدیم که این طرح را عملیاتی کنیم، دیدیم ضرری نمیکنیم، البته تردید بود که این ابتکار بتواند جلوی موشک ضد تشعشع راداری را بگیرد. این را اولین بار در سال ۶۴ در خوزستان تجربه کردیم. آن موشک به رادار اصابت نکرد و این سیستم موشکی پدافند هوایی یک مقدار که هواپیما جلوتر آمد آن را هدف قرار داد و سرنگون کرد. این حادثه برای عراقیها خیلی مهم بود؛ یعنی یک نقطه عطف در جنگ و در سیستم پدافند هوایی بود. همین باعث شد که ما در اواخر سال ۶۴، سال ۶۵ و بهار ۶۶، در ۱۵ ماه حدود ۱۵۰ هواپیمای عراقی را سرنگون کنیم که دنیا متعجب شده بود. این موفقیت در سایه این ابتکار بود، اگر این ابتکار نبود نمیتوانستیم کاری کنیم. الحمدالله دیدم کسی تا به حال راجع به این موضوع چیزی نگفته و همچنان مخفی مانده است. خیلی مهم است که چند نفر بنشینند فکر کنند، البته از روی مباحث علمی و تجربه به این نتیجه رسیدند. ما اولین موضوعی که امروز باید درباره آن فکر کنیم موضوع ابتکار است. ما در برابر این هجمه تکنولوژی نو که امروز به جنگ آمده، میتوانیم کاری یا فکری بکنیم؟ به نظر من نباید مأیوس باشیم. البته خیلی کارها باید انجام بدهیم. اما در عین حال از هر ابتکاری هم باید استفاده کنیم. شاید افراد خلاقی باشند، دانشمندان و صاحبنظرانی باشند؛ آنهایی که متخصص الکترونیک، جنگال و فضای مجازی هستند بتوانند کاری کنند که ما بتوانیم بر تفوق تکنولوژیک دشمن غالب شویم که در این جنگ ۱۲ روزه مواردی را شاهد بودیم.
رهبری فرمودند بار سنگین برجام را شما به تنهایی به دوش نگیرید، بعدها یک عده پیدا میشوند سر هر چیزی شروع میکنند به ایراد گرفتن و شما را اذیت میکنند. واقعاً با مرحمت و لطف این را فرمودند که بگذار [برجام] برود مجلس، به نفع شماست.
این چه رسانه ملی است که داریم؟ دنبال یک جناح خاص و یک اقلیت است. هر روز یک کاری میکند که مردم تنفر بیشتری پیدا کنند. یک کاری نمیکند که مردم را علاقهمند بکند. دنبال ایجاد اختلاف است، دنبال دروغ و تهمت به این و آن. حالا من که نگاه نمیکنم، نه رادیو را گوش میکنم، نه تلویزیون را نگاه میکنم چون هر وقت که نگاه میکنم میبینم که در عمق برنامههایشان ضرر ملی است. علیه اتحاد ملی فعالیت میکنند. علیه انسجام ملی کار میکنند. متأسفانه در چارچوب اسلام کاری نمیکنند. گویی قبول ندارند که در اسلام، اخلاق اصل است. فرمود إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ این گفته پیغمبر(ص) را گویی قبول ندارند. میگویند پیغمبر آمد حکومت کند. میگویند اصلش حکومت است بقیهاش که چیزی نیست. اینها اشتباه میکنند، اصلش اخلاق است نه اینکه حکومت باشد. شما سوراخ دعا را گم کردهاید، شما اسلام را نفهمیدید. پیغمبر حکومت کرد ولی حکومتش هم برای این بود که اخلاق حسنه را مستقر کند. نه اینکه بداخلاقی مستقر شود. پیغمبر عشقی به حکومت نداشت، پیغمبر عشق به اخلاق و اطاعت خدا و وحدت و اخوت مسلمانان داشت. عشق پیغمبر به اینها بود. عشق پیغمبر که حکومت کردن بر مردم نبود. مگر امیرالمومنین(ع) دنبال حکومت کردن بود؟ فرمود به اندازه کفش پاره من حکومت شما برای من ارزش ندارد، مگر اینکه حقی را بتوانم اقامه کنم یا باطلی را از بین ببرم و ظلمی را از بین ببرم. اصل این است. اصل از بین بردن ظلم است، کنار زدن باطل است، اجرای حق است نه اینکه من روی صندلی قدرت بنشینم. ما باید دنبال اخلاق باشیم ما باید قدم به قدم برویم جلو. خدا شاهد است اگر یک قدم درست برداریم اگر مردم ۴۰ درصد با ما هستند میشود ۴۵ درصد، اگر قدم دوم را درست برداریم میشود ۵۰ درصد، اگر قدم سوم را درست برداریم میشود ۵۵ درصد. مگر از اصلاح چه ضرری کردیم؟ مگر از اخلاق حسنه چه ضرری کردیم، صداوسیما را یک سال ملی کنیم ببینیم ضرر میکنیم یا منفعت؟ همهاش جناحی و گروهکی بودن؟ یک بار بیاییم آن را ملی کنیم. اشکال که ندارد امتحان کنیم. اگه بد بود سال بعد دو مرتبه جناحی کنیم.